محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

166

خلد برين ( فارسى )

ايشان نديدند از خوف و هراس ، جلو اسبان خود را كشيده در معركهء ميدان حيران گرديدند . بعد از آن به موجب فرمان خان عالى شان ، بهادران لشكر منصور دست جرأت از آستين جلادت برآورده به يك بار بر ايشان تاختند و جمعى كثير را از مراكب باد رفتار انداخته زمين معركه را از خون كشتگان ، ساحل درياى بدخشان ساختند . در اين نوبت نيز بعد از ستيز و آويز ، شكست بر لشكر ذو القدر افتاده روى به وادى گريز نهادند و غازيان ظفرنشان به تعاقب ايشان روان شده بسيارى از طايفهء ذو القدر را بر خاك هلاك انداختند . از سرداران معتبر ذو القدر كه اسير سلسلهء تقدير گشتند كور شاهرخ و احمد بيك پسران علاء الدوله و محمد بيك ولد عزيز آقا و مراد بيك و اوركمزبيك و قايتمس بيك بودند . از نوادر وقايع آن كه در ميان لشكر استاجلو كورى بود كه پيوسته به خدا مىناليد و مىگفت بار خدايا ، كور را اسير كور گردان ! و به حسب اتفاق كور شاهرخ اسير آن كور گرديد . بالجمله اوركمز بيك و قايتمس بيك را زنده گذاشته آن سه نفر ديگر را سر كرده رئوس ايشان را با آن دو نفر به درگاه پادشاه دادگر فرستادند و به اين فتح نامدار ، شوكت و اقتدار خان محمد يكى هزار شده و سالها حكومت آن ديار - چنانچه از سياق سخنان آينده به وضوح خواهد پيوست - بر آن امير صائب تدبير پايدار ماند . القصه چون به تجديد ، عروس فتح و نصرت همآغوش آن امير صاحب شوكت گرديد به مراسم شكرگزارى و پاسدارى پرداخته يكى از نزديكان خود را با عرضه داشت مشعر بر وقوع آن فتح مبين به درگاه پادشاه روى زمين روان ساخت . و چون در آن اوان رايت آفتاب اشراق شهريار به استحقاق از قشلاق خوى روى توجه به صوب عراق آورده بود فرستادهء خان محمد عريضهء وى را با گرفتاران و سرهاى دشمنان كه حمل آن به دستور به يكران گران ( ؟ ) بود در ييلاق همدان به نظر خاقان سكندر شان رسانيده كيفيت جنگ را به زبانى به تفصيل معروض گردانيد . و خاقان و الا نژاد اوركمز بيك و قايتمس -